مادری روی زمین نشسته تا همقد دستهای پسرش شود.
مادری روی زمین نشسته تا همقد دستهای پسرش شود.
آب را که روی دستهایش میریزد، انگار دارد تمام زخمهای دنیا را میشوید.
پسرش یادگار جنگ رمضان است؛ اما برای او فقط یک چیز است: پسر...
صورتش را خشک میکند و آنقدر قربان صدقهاش میرود که آدم یادش میرود پسر چقدر زخم خورده.
مادر که باشی، قطع عضو را نمیبینی؛ پسری را میبینی که هنوز بغلت را میخواهد.
و ما در مقابل این مادرها فقط یک چیز داریم: شرمندگی....
شرمندهایم از مادرِ جانبازی که زخمِ پسرش را با صبرش میشوید،
از مادری که شبها بیدار میماند تا مرهمی باشد بر دردهای بی انتهای پسرش...
از مادری که دنیا را قربان صدقهی پسرش میکند و خودش را هیچکسی نمیبیند...
ما مدیون این مادرهاییم؛ مدیونِ دستهایی که هیچوقت خسته نشدند...
#جانم_فدای_ایران#جانباز#مادر#قهرمان#جنگ_رمضان
آب را که روی دستهایش میریزد، انگار دارد تمام زخمهای دنیا را میشوید.
پسرش یادگار جنگ رمضان است؛ اما برای او فقط یک چیز است: پسر...
صورتش را خشک میکند و آنقدر قربان صدقهاش میرود که آدم یادش میرود پسر چقدر زخم خورده.
مادر که باشی، قطع عضو را نمیبینی؛ پسری را میبینی که هنوز بغلت را میخواهد.
و ما در مقابل این مادرها فقط یک چیز داریم: شرمندگی....
شرمندهایم از مادرِ جانبازی که زخمِ پسرش را با صبرش میشوید،
از مادری که شبها بیدار میماند تا مرهمی باشد بر دردهای بی انتهای پسرش...
از مادری که دنیا را قربان صدقهی پسرش میکند و خودش را هیچکسی نمیبیند...
ما مدیون این مادرهاییم؛ مدیونِ دستهایی که هیچوقت خسته نشدند...
#جانم_فدای_ایران#جانباز#مادر#قهرمان#جنگ_رمضان
- ۶۴۴
- ۲۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط