این روزا،روزاش تلخ و شباش تلخ تر میگذره...

۷ ماه گذشت از روز کذایی ای که تو رفتی...
هرچی انتظار کشیدم چیزی جز خاطره هات ندیدم عزیزه من
درد بی درمون و چیکار باید کرد؟!!!
به قول هوشنگ ابتهاج:( دردیست در این سینه که همزاد جهان است)😭🖤





بی تو آوار شدم
از همه بیزار شدم
نیستی و من تاب ندارم💔
دیدگاه ها (۰)

.......//برده ی زیبا//.......

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۴..

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

KIM V

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁷ات ✨ تایم ناهارو .... اگه دوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط