اون همیشه دور از چشم بقیه زخم می زد و می کشت،

اون همیشه دور از چشم بقیه زخم می زد و می کشت،
و وقتی من فقط یه چاقوی میوه خوری واسه حفاظت دستم گرفتم، به عنوان یه قاتل شناسایی شدم...
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

part 18

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

پارت ۲۱

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط