تلخ است روزگار

تلخ است روزگار
مصلحت بجای آرمان !
آزادی بجای زندان!
عکس سلفی با بانو جای عکس شهدای شب عملیات !
خانه ی دونبش سعادت آباد ،جای خانه های روستای ابولفضـل اهواز !
شلیک مستقیم تیـر برسر پسر بچه ی ماهشهری ،جای کشیـدن چهار پایه از پای یک اختلاسگر ارزی !

نان به قیمت جان و تن رافروختن شدچه آسان!
بالا نشستن ندیدن حقیقت، جای درک واقعیت !
وطن فروشی که کمتر نیست ،حرمتش از مادر !
چوب حراج به دین مردم !
جای وعده ی آخرت پربار !

نخواستیم نه دنیا نه آخرت /
نه خلخالی نه چوبه ی دار/
که باید کشیـد چهار پایه رو از زیر پای هر کفتار !

پس کو آن همه وعده و اقوال ؟
فشنگ که شد جای حرف قشنـگ !
کوک و ماری و شیشه جای شربت شهادت !
اگر پولی باشه تو این همه جیب خالی!
چشم بی فروغی یک مادر ،چشم انتظار همیشه به دم در!
بغض تو گلو ، اشک توی چشم، بیکاری، طلاق، فساد ،اعتیاد، تن فروشی ،گرسنگی، بی آبی ، فقـر ،فقـر ،فقـر


اینها همش یه آرمان بـود .بایـک تکبیر شعاری!
قلمت بشکند تاریخ اگر ننویسی
شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس مختص مردم بود و تفریح و زندگی و تحصیل در آن کشورها مختص مسئولان و فرزندانشان

پس زندگی ما کجـاست ؟
دیدگاه ها (۲)

#نسل سوختهچه زود دیر می شود...در باز شد ، برپا !... بر جا !د...

‌چه #بهاری‌ست که آفت زده فروردینشو لجن می‌چکد از چارقد چرکین...

#کلاغ ها زشت نیستند!!!یکرنگند....وادمهای این زمانه به دنبال ...

زندگى يعنى تعادل ايجاد كردن بينِ نگه داشتن و رها كردن. نه زي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط