یا رب

خود برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست....گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست
آزادی و پرواز از آن خاک... به این خاک...
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست
این قافله از قافله سالار خراب است
اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست!
من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما
آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست
آن کهنه درختم که تنم زخمی الماسِ تُ بَرف است ❄💠❄
حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست
امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست

فردا چو بیایی به سراغم نفسی نیست

در عشق خوشا مرگ فَجَر یاکه سَحَر کین بودنِ ناب است

وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست
دیدگاه ها (۰)

الجنّ ۱۶ وَأَن لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْق...

بنام خدای تمام ارض عرضه شده به طول چرخ کرنش دامان گیتی

ربع طول و عرض بدون اب سیاره ما...!

دست موسی روشن است ...هم چنان و همچنان و همچنان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط