عاشقانه

شرابی ساختم از جان انگور
دل از من برده ای ای عشق ناجور
برایم قصه ی چشمت عجیب است
که بنوازی به ساز و ضرب و سنتور
بیا در کوچه ی تنهایی من
صدایم کن کمی از دور از دور
تو را میبوسم ای زیباترینم
به این بوسیدنت لب گشته مامور
برای دیدن تصویر ماهت
به اشک دیده خواهم زد هاشور
به گندمزار گیسوی قشنگت
که زیر نور دارد جلوه ای بور
دعای چشم زخم بر گردن تو
بیا ویزم که چشم دشمنت کور
دوستتدارم جاااانا
دیدگاه ها (۱۵)

عاشقانه

عاشقانه با دریا عزیزم 🦄

وقتی دلم برای دلت شور  میزندچشمم نوای مستی انگور میزندبا حلق...

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت/سر ها در گریبان است/کسی سر بر نی...

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایست...

__سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است،کسی سر بر ...

شعر زمستان اخوان ثالث .. سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت

‌سلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر بر نیا...

زمستانسلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط