فراری‌ام از همه‌چیز. گوش‌هایم پر شده است. پر از غُر، عصبا

فراری‌ام از همه‌چیز. گوش‌هایم پر شده است. پر از غُر، عصبانیت، عقده. نمی‌دانم. دیگر نمی‌دانم اسمش را چه بگذارم. فقط می‌دانم همه‌ی این سال‌ها اوضاع همین بوده است و کار من طبیعی جلوه دادن و گفتن این‌که "نگران نباشید، حال من خوب و وضعیت زندگی‌ام عالی‌ست". با توجه به این‌که تواناییِ تغییر اوضاع را ندارم، پس توکل بر خداوند و زنده‌باد امید
دیدگاه ها (۰)

هنوز نفهمیدم چرا قلبمو شکستی، مگه ادم خونه خودشو خراب میکنه....

چه زیبا میگفت پیرمرد خیاط:زندگی هیچوقت اندازه تنم نشد...حتی ...

‌- لماذا نلبس السواد 🖤🖤؟سألني لماذا ياحاج تلبسون السوادوالحس...

«ترجمه»لحظه هابا نگاه به این عکس، اشک در چشمانم حلقه زد. نمی...

ویو جونگکوک -میشنوم.با لکنت جواب داد(استاد و مخفف میکنم همون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط