یاد من باشد

یاد من باشد ...
فردا دم صبح جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت ...!
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم ...!

یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد ...!

بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم ...!

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ،
بنشینم دم در چشم بر کوچه
بدوزم با شوق تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست ...!

"فریدون مشیری"
دیدگاه ها (۲)

✍️گاهی همه چیز را به حالِخود رها کن و راهِ خودت را برو ...و ...

عاشق که شدی، بهانه را میفهمیدلگرمی عاشقانه را میفهمیآهنگ.بها...

تلنگر عاشوراييبه بچه هاتون یاد بدید حسین از بی یاری سر بریده...

《اولین قرار》pt7(پرش زمانی به فردا صبح)نیرا:با حس درد تو سرم ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۳۰که صداي چرخش کلید رو توي قف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط