تو اکنون زعشقم گریزانی ...

تو اکنون زعشقم گریزانی ...

غمم را ز چشمم نمی خوانی ...

ازاین غم چو حالم نمی دانی ...

پس از تو نمونم برای خدا •...

تو مرگ دلم را ببین و برو ...

چو طوفان سختی ز شاخه غم ...

گل هستی ام را بچین و برو ...

که هستم من آن تک درختی ...

که در پای طوفان نشسته ...

همه شاخه های وجودش ...

زخشم طبیعت شکسته ...

#برای‌همانکه‌خودش‌میداند !..."

#Tak_setareh
دیدگاه ها (۱)

نمیدونم‌چراهنوز‌میخوامت...."!!#برای‌همانکه‌خودش‌میداند !......

مے شود #امشب مرا مهمان #چشمانت ڪنیمن #هوس ڪردم ڪه امشب #ماه ...

و چقدر جای امنی ستآغوش کسی کهبی واهمه دوستت دارد ...️#Tak_se...

!نمیدونی که با تزریق چشمای تو چه حسی تو قلبم فرو رفتهنمیدونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط