رهایی آن لحظه‌ای نیست که زنجیرها از دست و پایت باز می‌شون

رهایی آن لحظه‌ای نیست که زنجیرها از دست و پایت باز می‌شوند؛

رهایی آن لحظه‌ای است که می‌فهمی بسیاری از زنجیرها هرگز بیرون از تو نبوده‌اند.

انسان سال‌ها می‌جنگد تا دنیا را تغییر دهد،
تا آدم‌ها را تغییر دهد،
تا سرنوشت را تغییر دهد،
اما روزی می‌رسد که در سکوتی عمیق می‌فهمد بزرگ‌ترین زندان، تصویرهایی بوده که از خودش ساخته است.

رهایی یعنی دیگر مجبور نباشی چیزی را ثابت کنی.

نه به دنیا…
نه به مردم…
و نه حتی به خودت.

رهایی یعنی بتوانی از میان ترس عبور کنی، بدون آنکه با آن بجنگی.
بتوانی فقدان را ببینی، بدون آنکه بشکنی.
بتوانی عشق بورزی، بدون آنکه مالک شوی.

انسانِ رها کسی نیست که هیچ چیز ندارد؛
انسانِ رها کسی است که هیچ چیز او را در اختیار ندارد.

نه گذشته…
نه آینده…
نه ستایش…
نه سرزنش…

و آن‌گاه که همه چیز را رها می‌کنی،
عجیب است که تازه همه چیز را به دست می‌آوری.

زیرا حقیقت این است:

پرنده به خاطر داشتن آسمان آزاد نیست؛
به خاطر رها شدن  از قفس آزاد است

گاهی رهایی، رسیدن به چیزی جدید نیست؛
بلکه آرام‌آرام کنار گذاشتن هر چیزی است که تو را از حقیقت خودت دور کرده است.
۳۶۹☯️♻️
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#آگاهی
#مسیر_بیداری
#بیداری
#رهایی
#درسایه
دیدگاه ها (۰)

مینویسم از عشق میخوانم سکوتمیخوانم سکوت درک میکنم رهادرک میک...

سوالی که از من میپرسند تو به چه خدایی اعتقاد داری؟!!و جواب م...

گاهی رابطه فکری، مهم تر از رابطه یخونی است.بعضی آدم ها در ذه...

پرنسس من ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط