بهش گفتیم جان دل حواست به موهامون هست سفیدشون کردی

‏بهش گفتیم جانِ دل، حواست به موهامون هست؟ سفیدشون کردی،
خندید گفت اون با منُ برامون
رنگِ مو خرید.
گفتیم خمارِ چشات میشیم، برامون پیپ خرید که دود کنیم تا چشاشو یادمون بره.
گفتیم پس قولی که با نگات دادی چی می‌شه؟ به آسمون نگاه کردو آهنگِ از کرخه تا راین زَد با سوت برامون.
گفتیم حضرت عشق عطر موهات مارو مصلوب کرده، گفت آره عطرا نامردن.
گفتیم صداتو چجوری نشنویم؟
گفت شبا به ماه نگاه کن و باهام حرف بزن،
بی‌انصاف رفت یه سرزمین خیلی دور، این‌جا که شب می‌شه اونجا روزه.
گفتیم بدون سلسله ی موهات چیکار کنیم؟ یه تار از موهاش کند و داد بهمون.
گفتیم یدونه؟ گفت اگه عاشقِ واقعی باشی همینم برات کافیه.
گفتیم دُردونه، یدونه مو رو که نمی‌شه بافت، گفت ولی می‌شه باهاش زندگی کرد.
گفتیم تو که می‌دونی ما از دلتنگیت
می‌میریم دلمونو چیکارش کنیم؟ گفت اونم با من و ما رو آورد گذاشت این‌جا پیش این همه آدمِ دلتنگ که بهشون می‌گین دیوونه.
وگرنه ما حالمون خوبه دکتر،
فقط منتظرشیم،
فقط دلتنگشیم.
دیدگاه ها (۱)

تو نگاه شوهرش یه "ریدم با این زن گرفتنم " میبینم :|

ناگهان‌او‌شد‌تنها‌دارایی‌من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط