⁨ ⁨ ⁨ در زندگیم کاش غروری نداشتم

⁨ ⁨ ⁨ در زندگیم کاش غروری نداشتم
اری منی که طاقت دوری نداشتم

شرمنده‌ام که درد و دل من زیاد شد
پیش از تو هیچ سنگ صبوری نداشتم

در دست‌های خالی من اه جا نشد
در برکه بود ماهی و توری نداشتم

چون موج بی قرار زدم سر به صخره ها
پیش از تو اینچنین شر و شوری نداشتم

از شاخه ام جدا شده ای سیب سرخ من
میخواستم بمانی و زوری نداشتم

رفتی و یک کلام نگفتم بمان نرو
در زندگیم کاش غروری نداشتم

شاعر: #محمدحسین_مددی

#چهارشنبه_های_شعر #شهرستان_ادب⁩⁩⁩⁩
دیدگاه ها (۰)

شنیدی حال من را... خم به ابرویت نیاوردیهمان لحظه جهان از گری...

نیامدی که ببینی زنانگی بلدم#فاطمه_زاهدمقدم#شعرخوانی #محفل_صم...

میزها به هیچکس وفا نکرده اند#بچه_های_میناب#سید_سامان_حسینی #...

⁨⁨⁨در زندگیم کاش غروری نداشتماری منی که طاقت دوری نداشتمشرمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط