تیر عاشقی

تیر عاشقی💘
Part : 11
*تیر شلیک شد و خورد به جونگ سو. صدای آژیر پلیس اومد، کوک و آدماش دویدن رفتن. لیا شوکه شده بود و جونگ سو توی بغلش بود. آروم نشست و جونگ سو روی توی بغلش گرفت
لیا: لعنتی تو نمیتونی الان بمیری....(شروع کرد به گریه کردن)
*لیا سرشو گرفت بالا و جونگ سو آروم چشماشو باز کرد
جونگ سو: لیا....
لیا: بله؟؟؟چیشد
جونگ سو: هیچی......چقدر خنگی....
لیا: چی؟؟؟؟ چیمیگی؟
*جونگ سو آروم بلند شد و زد رو قفسه سینه‌ش و دکمه لباسشو باز کرد
جونگ سو: یه پلیس همیشه باید محتاط باشه! (جلیقه زد گلوله تنش بود)
لیا: عی عوضیییی(شروع کرد با دستاش کوبیدن به قفسه سینه ی جونگ سو)
لیا: اگه میمردی چیییی؟
جونگ سو: تا وقتی تو سالم میموندی اشکالی نداشت!
*با دستاش دستای لیا رو گرفت که دیگه نزنتش. رفت جلو تر، اشکای لیا رو پاک کرد و بغلش کرد
جونگ سو: مگه بار اول که دیدمت قول ندادم هرچی بشه ازت مراقبت میکنم؟ دیدی بهش عمل کردم؟
لیا:آره.....(توی بغل جونگ سو گریه میکرد. محکم بغلش کرد)
لیا:ممنونم
جونگ سو: چیزی نیست..... (همون لحظه پلیس اومد و رفتن)

لایک و فالو؟ ذوقی میشم گوگولی

#ادیت#کیپاپ#استری_کیدز#بی_تی_اس#بلک_پینک#حق#آرمی#بلینک#آهنگ#متفرقه#جالب#آرمی#لیسا#رزی#جنی#جیسو#استی#جین#جیمین#نامجون#تهیونگ#شوگا#جونگکوک#جیهوپ#بنگچان#هان#چانگبین#لینو#آی‌ان#سونگمین#فلیکس#هیونجین
دیدگاه ها (۳)

تیر عاشقی💘Part : 12*بیاین برگردیم به سالها قبل، وقتی که لیا ...

تیر عاشقی💘Part : 13*چند روز از اتفاقی که افتاده بود گذشته بو...

تیر عاشقی💘Part : 10از دید لیا: ساعت 7 صبح با صدای مَسیجام از...

تیر عاشقی💘Part : 9از دید لیا:جونگ سو داشت به سمت من میومد، د...

تیر عاشقی💘Part:2 کوک:لعنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط