از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شده ام

از لطف تو‌ چون جان شدم وز خویشتن پنهان شده ام
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
یک لحظه داغم می‌کشی یک دم به باغم می‌کشی
پیش چراغم می‌کشی تا وا شود جهان من
ای جان پیش از جان ها
ای آن پیش از آن ها ای آن من ای آن من
منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه ام افلاک نی
ای که توی کیوان من
دیدگاه ها (۲)

خدا دونه از درد دنیا پرم اگر جونمه وم بخون حاضرم د نونم و شو...

گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن راهی یک گوشه ی میخانه شد...

حال ما که بهتر از آینده بود کاش از دیروزمان آکنده بود درد ما...

افراد جاهل را دست کم نگیریم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط