از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شده ام
از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شده ام
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی تا وا شود جهان من
ای جان پیش از جان ها
ای آن پیش از آن ها ای آن من ای آن من
منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه ام افلاک نی
ای که توی کیوان من
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی تا وا شود جهان من
ای جان پیش از جان ها
ای آن پیش از آن ها ای آن من ای آن من
منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه ام افلاک نی
ای که توی کیوان من
- ۸.۱k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط