چشماش؟

چشماش؟
نه فقط دو تا چشم ساده نیستن…
انگار یه آسمون بی‌نهایتن،
که وقتی نگام می‌کنن، همه‌ی دنیای من آروم میشه.
یه جوری نگام می‌کنن، انگار همه‌ی زخم‌هامو بلدن،
و فقط با یه نگاه، مرهمش می‌شن.

من؟
من غرق اون چشمام،
هر بار که نگاشون می‌کنم، خودمو توش می‌بینم…
یه "منِ عاشق"، یه "منِ دیوونه‌ی نگاه تو"
یه منی که همه‌ی دوست‌داشتناش خلاصه شده تو برق چشمات.

بعضی وقتا فکر می‌کنم شاید اگه چشمات نبود،
منم اونجوری که الانم، نبودم…
تو اونقدر زیبایی، که حتی وقتی حرف نمی‌زنی
چشمات جای همه‌ی دنیا باهام حرف می‌زنن.
دیدگاه ها (۱۲)

لالالالالالالالالا

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید تو ...

*«نگاه عاشقانه‌ی امام حسین»*السلام علیک یا علی اکبرامام حسین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط