در گسترهی چشمانم افسون داستانی نهفته است همان دیدهی س
در گسترهی چشمانم، افسون داستانی نهفته است، همان دیدهی سیه که سکوتش فریاد هزاران عشق است .
من، منی که مرا لیلی زمانه نامیدهاند
چون دلبر و دلداری بی نظیر به انتظار دیدنت نشسته ام .
ای مجنونِ من، هر طلوع خورشید نشان دلدادگی دوبارهی من به توست.
در این دشت جنون، تنها پژواک نام تو آرامم میکند، و عشق چون گوهری نایاب از عمق جانم به سوی تو جاریست .
من، منی که مرا لیلی زمانه نامیدهاند
چون دلبر و دلداری بی نظیر به انتظار دیدنت نشسته ام .
ای مجنونِ من، هر طلوع خورشید نشان دلدادگی دوبارهی من به توست.
در این دشت جنون، تنها پژواک نام تو آرامم میکند، و عشق چون گوهری نایاب از عمق جانم به سوی تو جاریست .
- ۶.۰k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط