شببهشب فر غزل با قلم و قهوه ترک

شب‌به‌شب فكر غزل با قلم و ‌قهوه‌ى ترک
تلخى شعر من از قهوه‌ى قاجار تو بود
اين جنونى كه به سر آمد و شاعر گشتم
قبل رفتن همه از سردى و آزار تو بود...
دیدگاه ها (۰)

گاهی لازمهپا روی پـا بندازیبه ذهنت آرامش بدیو به کارها و اتف...

شب دلواپسی ها هرقدر بی ماه تر بهترکه شاعر در شب موهای تو گمر...

دو غزل نذر دو تا دیدهء زیبا کردم عاشق شعر شدم شور تماشا کردم...

بوسہ ے چشم تو بر شعر من اے یار خوش استشاعر چشم تو بودن بہ چہ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط