نیازمندم شدید...

نیازمندم شدید...
به یه کلبه جنگلی..
جنگلی بدون دسترسی به انتن..
پر از هیزم . مه و بارووون.
بوی خاک بارون خورده...
اتیش . چاااای اتیشی..🍵🍵🍵🍵😔
دیدگاه ها (۰)

و چقدر...چقدر....چقدر. ....دلتنگ این اولین ها هستم..😔🥀💔

🎼🎼🎼🎼🖤💔🥀😔

شرح حال خیلی هامون..🥀😔💔

رفیق یعنی....🤝👍اگر رفیق واقعی داری ب راحتی بیخیالش نشو...❤️🙏

تکپارتی

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۱۲: بازی با سایه‌ها بعد از اون شبِ پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط