او قبر مرا میکند و من نگران زخمی شدن انگشت هایش بود

او قَبرِ مرا میکَند و من نگرانِ زخمی شدنِ انگُشت هایش بودَم.️ 🥀
دیدگاه ها (۱)

ولی اونجا که شاعر در جواب بی مهری یار میگه: سِرشدم زیرِ غمِ...

دیونت بودم ولی قدرمو ندونستی پس بمون با همون دخی لاشی گفتم ا...

همیشه که ورق برنمیگرده گاهی هم کتاب بسته میشه! 💔و چ قولای...

‌ اگِ‍‌هِ‌مُو‌ندَنی‌نیستین‌خاطِرهِ‌نَسازین!🥂🖤 ‌ ↑°🗿️

رو سنگ قبر شهدای حزب الله با سیس عکس گرفت و فرداش زخمی شد😂#ن...

زخمی شدن چند سرباز اسرائیلیفقط هم زخمی شدن و با دوتا چسب زخم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط