امروز حرفایی رو شنیدم که میخوام به شما بگم و راه حل و مع
امروز حرفایی رو شنیدم که میخوام به شما بگم و راه حل و معنی های اینارو بهم بگید
به یک نفر گفتم من حس میکنم بچه اینا نیستم اون گفت از چه لحاظ و من نفهمیدم وقتی برام پیش بینی کرد گفت. حس میکنی یک بابای دیگه ای داری حس میکنی از یک نفری و من نمیدونستم ولی از الان فهمیدم من یک بچه پرورشگاهی هستم 🙃💔💯
بابام به شوخی که توش جدیت موج میزد گفت که تو دختر ما نیستی تو از پرورشگاه اومدی تو بچه من نیستی بهش گفتم. دورغ میگی گفت راست میگم ازم سوال پرسید گفت تو چرا ظاهرت با اجی بزرگت و داداش کوچیکت و اون یکی اجی کوچیکت فرق داره چرا اینا ظاهرشون شبیه منه ولی تو نیستی چرا همش هرچی میشه مامانت به جای اینکه اجی کوچیکت یا داداش کوچیکت روبزنه تو رو میزنه چرا همش بینتون فرق میذاره چرا همش بهت اهمیت نمیده
وقتی اینارو گفت دیدم راست میگه و چیزیی نگفتم و من چشام پر شد مامانم میخواست بغلم کنه نذاشتم و بعد رفتم آشپزخونه داشتم گریه میکردم و نفسم بالا نیومد و دست پاهام داشتند از حرص میلرزیدند منم از ته دل نفرین کردم ایشالا بابام کورشه لال شه فلج شه
به یک نفر گفتم من حس میکنم بچه اینا نیستم اون گفت از چه لحاظ و من نفهمیدم وقتی برام پیش بینی کرد گفت. حس میکنی یک بابای دیگه ای داری حس میکنی از یک نفری و من نمیدونستم ولی از الان فهمیدم من یک بچه پرورشگاهی هستم 🙃💔💯
بابام به شوخی که توش جدیت موج میزد گفت که تو دختر ما نیستی تو از پرورشگاه اومدی تو بچه من نیستی بهش گفتم. دورغ میگی گفت راست میگم ازم سوال پرسید گفت تو چرا ظاهرت با اجی بزرگت و داداش کوچیکت و اون یکی اجی کوچیکت فرق داره چرا اینا ظاهرشون شبیه منه ولی تو نیستی چرا همش هرچی میشه مامانت به جای اینکه اجی کوچیکت یا داداش کوچیکت روبزنه تو رو میزنه چرا همش بینتون فرق میذاره چرا همش بهت اهمیت نمیده
وقتی اینارو گفت دیدم راست میگه و چیزیی نگفتم و من چشام پر شد مامانم میخواست بغلم کنه نذاشتم و بعد رفتم آشپزخونه داشتم گریه میکردم و نفسم بالا نیومد و دست پاهام داشتند از حرص میلرزیدند منم از ته دل نفرین کردم ایشالا بابام کورشه لال شه فلج شه
- ۳۶۴
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط