عاشق که نباشی،

عاشق که نباشی،
پاییز وصله ی ناجور فصل هاست...
پاییز را باید عاشق بود،
که این صبح های ابری و سرد،
بدون دوست داشتن کسی، نمی چسبد.
که این غروب های زرد و نارنجی،
بدون خواستن و فکر کردن به کسی،
نمی چسبد.
پاییز را باید عاشق بود ،که اگر نباشی؛
باران های بی امان و خش خش برگها،
دمار از روزگار تنهایی ات
در می آورد.
که چای داغ عصرهای سرد پاییز ات
را چگونه می نوشی بدون حضور
و حرفای کسی،
پاییز را باید عاشق بود،
که آدمهای بدون عشق ،
وصله های ناجور پاییز اند...
دیدگاه ها (۱)

نه کسی را می خواهم که عاشقم باشد ،نه نیازی به توجه و محبتِ ک...

حقیقت ندارد, زمانی که انسان پیر میشوداز رویاهایش دست میکشد ،...

سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خ...

از سایپا به طرف زنگ زدن که آیا از خدمات ما راضی هستین یا نه ...

مردی در ساحل...[پارت سوم]صبح روز بعد...ات از خواب بیدار شد.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط