شعری از خودم 👇

شعری از خودم 👇

این جهانِ بی مُرُوَّت با دلم همتا نشد
آخرش دنیا به کامِِ این منِ تنها نشد

در غروبِ بیکسیها ، گریه های نیمه شب
همنشینِ قلبِ من ، جز خالقِ یکتا نشد

هرچه گشتم در میانٍ مردمانِ سنگدل
آخرش همدم برای زخمِ من پیدا نشد

سعی کردم درد و دل با مونسِ تنها کنم
هرچه کردم ، این دهانِ خسته ی من وا نشد

هرکسی تنها شده ، اما در این صحرای غم
هیچکس در بیکسی مانندِ من تنها نشد

#ابوالفضل_رجبی
#کپی_ممنوع🚫
#تنهایی
#شعر
دیدگاه ها (۱۲)

شعرخودم👇این جهانِ بی مُروّت با دلم همتا نشدآخرش دنیا به کامِ...

شعری از حقیر ، خوب بخونید لطفاً👇ین جهانِ بی مُرُوَّت با دلم ...

حالم برای خود واقعیم تنگ شده برای خنده های واقعی سعی کردم در...

باز پوشاندی گناهم را و مشتم وا نشدباز هم این بنده پیش هیچکس ...

باز پوشاندی گناهم را و مشتم وا نشدباز هم این بنده پیش هیچکس ...

Hadisebandegi:نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتندکاش می گف...

شعری بسیار زیبالطفا کامل بخونین اگه گریه کردی و دلت شکست الت...

لطفا کامل بخونین خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته ...

لطفا کامل بخونین خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط