💜💜

💜💜
دلتنگش شدم
چشمانم را بستم
او را از میان خاطره‌ها بیرون آوردم
در میان آغوشم تصورش کردم
لبخندی بر لبم بود
قطره اشکی از گوشه چشمم جاری شد.
دیدگاه ها (۰)

💜💜دلم یک زمستان سخت می خواهدیک برفیک کولاکبه وسعت تاریخکه بب...

💜💜مهربونی تزیین لحظه هاست و تو وجودت گره خورده با مهربونی و ...

💜💜در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلا به تو افتاد مسیرمکه ب...

💜💜دوباره شب باسڪوتش تورا باتمام خاطراتت درمقابل چشمانم به تص...

کوک شوهر کینه ای Part75

پیراهنم را در آوردم، درون کمد انداختم و رفتم توی استخر. باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط