{ماه خونی}
پارت:۸
که یهووو
¥تهیونگ این جونگ کوکه منو زده
=به درک لی لی گم شو
¥وایی ددی ناراحتم کردییی
=به کیرم جونگ کوک لی لی اخراجه
_باشه لی لی اخراجی
¥و..ولییی نهههه
+بابام گفت اخراجییی بروو
¥به تو چه نیم وجبی
+برووو
_دخترم مثل خودمه
¥اون دختر واقعیت نیست
+گریه
_دخترم گریه نکن اون هیچ کاره من نیست
+ب...باشه
=گم شو بیرون لی لی
¥باشه
لی لی رفت بیرون
_بریم بستنی بخوریم؟
+بابایی تو کار داری
_فدا سرت قشنگم
(کوک ات رو بلند کرد و رفتن بستنی فروشی)
_چی می خوری؟
+شیرموز
_عع منم شیرموز می خورم
+هوراااا
_برو بشین منم ااان میام
+باشه
ات رفت نشست رو صندلی و یهوو یک شخص خیلی آشنارو دید
که یهوووو
---------------------
سلام جوجه هام ببخشید دیر گذاشتم
خیلی کار سرم ریخته ببخشید
همین دیگه بوی باییی
که یهووو
¥تهیونگ این جونگ کوکه منو زده
=به درک لی لی گم شو
¥وایی ددی ناراحتم کردییی
=به کیرم جونگ کوک لی لی اخراجه
_باشه لی لی اخراجی
¥و..ولییی نهههه
+بابام گفت اخراجییی بروو
¥به تو چه نیم وجبی
+برووو
_دخترم مثل خودمه
¥اون دختر واقعیت نیست
+گریه
_دخترم گریه نکن اون هیچ کاره من نیست
+ب...باشه
=گم شو بیرون لی لی
¥باشه
لی لی رفت بیرون
_بریم بستنی بخوریم؟
+بابایی تو کار داری
_فدا سرت قشنگم
(کوک ات رو بلند کرد و رفتن بستنی فروشی)
_چی می خوری؟
+شیرموز
_عع منم شیرموز می خورم
+هوراااا
_برو بشین منم ااان میام
+باشه
ات رفت نشست رو صندلی و یهوو یک شخص خیلی آشنارو دید
که یهوووو
---------------------
سلام جوجه هام ببخشید دیر گذاشتم
خیلی کار سرم ریخته ببخشید
همین دیگه بوی باییی
- ۷۱۷
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط