یک فنجان یادت کافیست تا باران بند نیاید

یک فنجان یادت کافیست تا باران بند نیاید..
تا صبح پشتِ پنجره بنشیند و انگشتش را جلوی دهانش بگیرد رو به گنجشک ها که:
هیس!! آرام بگیرید اینجا کسی توی فنجانش ماه را دارد هنوز.. .

























































_کافه تهکوک #TK


















































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

فکر کنم به یه شخص بزرگ تر نیاز دارم! {اسلاید بعد تهکوکه} _ک...

تا زمانی که در عشق سیر میکنیم،بگذار که ماه شاهدِ لحظات ما با...

کوک : دوباره دعوا کردین؟ [داستانِ قشنگی داره] {اسلاید بعد ته...

سوگند می خورم که تو رو در همه حالاتت دیوانه وار دوست داشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط