مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم

درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان به سرشانه بمیرم

میخانه به دور سر من چرخد و اینم
پیمان که به چرخیدن پیمانه بمیرم

من بلبل عشاق به دامی نشوم رام
در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم

شمعی و طواف حرمی بود که می خواست
پروانه بزایم من و پروانه بمیرم

من در تیمم صدفم سینه دریاست
بگذار یتیمانه و دردانه بمیرم

بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم
دیدگاه ها (۱)

ای کاش می‌توانستنداز آفتاب یاد بگیرند که بی دریغ باشند ...!د...

‌انسانیت در من میمیرد؛وقتی مادری کنار مسجدجوراب میفروشدانسان...

آتوسا عباسی قهرمان دوچرخه سواری کنار خیابون با همسرش دستفروش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط