خواسته ی زیادی نبود اینکه سرمان روی یک بالشت باشد و شبما

خواسته ی زیادی نبود اینکه سرمان روی یک بالشت باشد و شبمان را زیر یک سقف سحر کنیم اما نشد...
خواسته ی زیادی بود که تو باشی و من باشم اما مالِ هم نباشیم اما شد...
کاش خدا برای این فعل های به هم ریخته کاری بکند...🍃💔😔
‌‌‌‌ ‌
دیدگاه ها (۳)

دیشب خوابتو دیدم،اونقدر واضح و روشن که وقتی پاشدم گرمای دستا...

‏راستی دُنیا داره تموم میشه.نمیای بریم یه‌جای بلند،پاهامونو ...

رفتن داريم تا رفتن ...بعضيا وقتي ميرن ، دلت خنك ميشه ...ولي ...

چشاش چشاش چشاش ...همه دنيا يادم بره ، اون چشا ولي از ياد من ...

my vampire. last part.

امسال تولد هیونجین خیلی عجیب غریب شد اصن نفهمیدیم امروزه یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط