اگر درد مرا درمان فرستی

اگر دردِ مرا درمان فرستی
وگر کِشتِ مرا باران فرستی

وگر ساقیِ جانِ عاشقان را
میانِ حلقۀ مستان فرستی

همه ذرّاتِ عالم زنده گردد
چو جانم را برِ جانان فرستی

مولانا
دیدگاه ها (۰)

بعضی روزها حال آدم یک جور عجیبی خوب استخوب که می گویم نه این...

#بر .نارفیقان شرم .باد!!!

#خراسانی ترین ...

زندگی انشایی است که تنها باید خودمان بنگاریم؛ازعشق بگوئیماز ...

گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم، آهسته که...

‍ این نامه ی غمگین برسد دست نگارم با  اشک  نوشتم که بداند  گ...

شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط