کاش فقط یکی میخواست یکی از داستانامو بشنوه...
«همیشه هم میخندید، نمیدونم چرا مردم میگن خودکشی کرد!
گناه میندازن گردن این بنده خدا!»
سرم رو برمیگردونم مبل سوخته ای رو میبینم که آقا محمد میگفت صفا با اگزوز موتور سوزنده...
یه هوندا داشت ولی میگفت قراره یه روز یه ۲۰۶ بخره باهاش گاز بده...
-صدایی از زیر شیروانی
نویسنده:لیانا گودرزیان
گناه میندازن گردن این بنده خدا!»
سرم رو برمیگردونم مبل سوخته ای رو میبینم که آقا محمد میگفت صفا با اگزوز موتور سوزنده...
یه هوندا داشت ولی میگفت قراره یه روز یه ۲۰۶ بخره باهاش گاز بده...
-صدایی از زیر شیروانی
نویسنده:لیانا گودرزیان
- ۸۵۸
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط