گاهے نبایــــد پرسیــد ، نباید

گاهے نبایــــد پرسیــد ، نباید
دانست .
باید در خلوت بمانے و فڪر ڪنے
بایـــد گاهے سڪوت ڪنے
پرسیـــدن و دانستن گاهے ادم را
نابود مےڪنـــد .
چشم ببنــد از ان چیــزے ڪه تو را
اذیت مےڪنــــد ، زبان ب سخن نگــو
از حرفے که تو را مقصــر بدانند ..
بگذاریــد ادم ها در خلوت و تنهایے خـــود
بماننــد و سڪوت ڪنند . ادم است دیگـــر
گاهے ممڪن است دلش بگیـــرد از دنیا و
ادم هاے دنیـا ...
ب خلوت ماندن و سڪوت کردن ادم ها
احتــرام بگذارید ن بپرسید و ن بدانید
که او چرا حالش خراب است .
او امــــروز دلش گرفته از تو از ادم هاے دنیا .
رهگذر
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۳

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

ب موقع بودن خیلے مهمه اگــــر قراره نصف نیمه باشیـــــد ڪلا ...

گاهی خودت را مهمان خودت کن مهمان تنهایی و خلوت ، گاهی وقتا ب...

خسرو شكيبايى چه زيبا گفت: تا زنده اى در برابر كسى كه به خودت...

سال ها گذشت .....!!!فهمیدم ...همیشه اونی ک می خوای نمیشهفهمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط