شاید من زندم

شاید من زندم


هرچند اهمیتی نداره چون هرموقع نزدیک تولدم میشه حالم بد میشه


چصناله نیست چون انگاری من تنها آدم سمی اینجام 😹


زیاد فعالیت نمیکنم
کامنت نذاشتم به دل نگیرین خودم حوصله خودمو ندارم🫩


برم محو شم چون اگه نباشی سریع جاتو میگیرن پس
دیدگاه ها (۷۵)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

خب..راستش حوصله نداشتم واسه هر کی جدا توضیح بدم چون وقت کمه....

احساس یه بچه‌ای‌رو دارم که تازه بستنی خریده ، باهاش خورده زمین و دهنش پر خونه و بستنیشم افتاده تو جوب ؛ و تنها دلخوشی که داشت و از دست داده‌ (=

پارت دهم

چرا این عذاب تموم نمیشه...Part 5رفتم تو چشمی در نگاه کردم دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط