موسی درباره ی توانایی های خداش حرف میزد

موسی درباره ی توانایی های خداش حرف میزد
موسی میگفت خدای من میتونه مرده هارو زنده کنه و زنده هارو مرده
فرعونم که ادعای خدایی میکرد گفت خوب منم میتونم
فرعون یک زندانی را کشت و دو زندانی را ازاد کرد که نشان دهد او هم بر این کار قادر است پس
موسی گفت خدای من خورشید را از شرق بیرون می اورد و از غرب غروب میکند تو بر عکسش را انجام بده، اینگونه شد که پی بردن از ظاهر میتوانند هم شکل خدا در برخی امور باشند اما هم وزن خدا نیستند
:))
موسی نیز خود بع چشم خود زنده شدن مردگان را دید او از خدایش خواست زندع شدن مردگان را با چشمان خودش ببیند خدا دستور داد موسی چهار پرنده را نیز بکشد و تکه تکه کند و در چهار بخش مختلف کوه پنهان کند و ان هارا فراخواند این گونه شد که همان پرندع گان به نزد او بازگشتند و او شاهد این بود که چگونه خدایش از کاری گه گفته بود بر او قادر است واقعا قادر است
البته روزی برای موسی سوال بود که اخر مگه همه ی ما بندگان خدا نیستیم آخر چرا برخی به بهشت میروند و برخی به جهنم
خدا به او فرمان داد گندم بکارد و جواب سوال اورا نداد موسی به کل در این روز های گندم کاری و برداشت محصول یادش رفتع بود برود و سوال خیش را دوباره بپرسد، موسی گندم های سیاه و بدرد نخور را سوزاند و سالم هارا انبار کرد
و سپس برگشت و خدا از او دلیل سوزاندن گندم ها را جویا شد که موسی گفت: انها خراب بودند و به درد نمیخوردند پس من انهارا سوزاندم و سالم ها و خوب ها را نزد خیش نگه داشتم
به همین دلیل موسی به همین دلیل؛)
#روایت
#خدا_برتر_است_از_آنچه_شریک_قرار_میدهند
دیدگاه ها (۰)

راجب ارمان هاتون هرحرفی دارید بزنید:) حتا زن زندگی:) تا این...

:///+اسلاید+اول:+کاش+میشد+میذاشتین+مقصر+مردا+واقع+میشدن+،نه+...

خواهری که میگی حجاب بدرد نمیخوره و شماها میخوایم همه مثل هم ...

به چیه ایران مینازی؟ 😒به تاریخش:) اگه کشوری اندازه تاریخ ما ...

My bloody love پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط