اسم سناریو: هتل نفرین شده

پارت یک

ات (مخفف اسم تو) یه مأموریت توی اوزاکا داشت و مجبور بود یکی دو هفته بمونه. رفت که یه اتاق توی یه هتل بگیره، ولی پذیرش بهش گفت که همه ی اتاق ها پره. همون لحظه، گوجو اومد کنار ات وایساد

گوجو: اوجوساما پیش منه.

ات: گوجو؟! اینجا چیکار میکنی؟!

گوجو: یعنی اجازه یه تفریح ندارم؟

ات اخم کوچولویی کرد. گوجو اکس اون بود، ولی هنوز هم کمی دوستش داشت. گوجو هم اونو دوست داشت.
گوجو دست ات رو گرفت و برد. ات اول به کوچولو تعادلش رو ازدست داد ولی بعد دنبالش راه افتاد. گوجو خیلی سریع کمرش رو گرفت و به خودش چسبوند.

گوجو: خب؟ چه خبر؟ دلت برام تنگ نشده بود؟

ات: هرگز. حالا هم فقط یک روز اینجا میمونم بعد ولم میکنی. فهمیدی؟

گوجو: (آروم خندید) حالا حالا ها مهمون منی.
دیدگاه ها (۰)

سلام سلام

#رز_زخمی_من part. 93*جونگکوک برای ات یه ابمیوه اورد.*جونگکوک...

پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط