انقدر حساسا دوست داشتم اونجا بودم گیسای دختررو میگرفتم هم

انقدر حساسا دوست داشتم اونجا بودم گیسای دختررو میگرفتم همونزور که موهاشو گرفتم میکشیدمش میبردمش تو یه جایی خالی انقدر میزدمش یه چیزیم بهش میگفتم گیساشو میگیرم بهش میگم یه باره دیگه اگه یه باره دیگه به ژان من دست بزنی یا بغلش کنی یا نزدیکش بشی ولت نمیکنم ایندفعه انقدر میزدمت که بمیری😠اینجوری😤انقدر نیزنم دختررو تا باباش بیاد جلو چشش بعد دستامو بهم میزنم میرم تو به ژان میگم رفت خونش حالش خوب نبود😂
دیدگاه ها (۱)

آیی ننه آب قند😩😩😩وایی جذاب🤤😍😩🤒لعنتی چه موی سفید بهش میاد😍

😭😭😭😭😭ععععععع

😍😍😍

عه ژان اون بادکنکارو مال من خلیدی آیه من بادکنک دوش دالم🙂🙂🙂

اخرین سختی

𝑀𝑦 𝐴𝑛𝑔𝑒𝑙 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 ³⁷-زودباش برگردیم تو چادر جوجه...-وایسا دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط