سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

سرمست شد نگارم, بنگر به نرگسانش
مستانه شد حديثش, پيچيده شد زبانش
گه مي فتد از اين سو, گه مي فتد از آن سو
آن کس که مست گردد, خود اين بوَد نشانش

🗒 #مولانا
دیدگاه ها (۳)

تو می‌دانی که من بی تو،نخواهم زندگانی را...🗒 #مولانا

نرگس مست کجا همدمی خار کجاسر عاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه...

جرعه به جرعه میدهمشعر به نوش دلبرم ؛دل ڪه نڪرد اثر به او شـع...

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از اوگویی که نیشی دور...

رمان j_k

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط