او آن‌جا بود، اندکی فرو رفته در خود، کم‌حرف با واژگانی مع

او آن‌جا بود، اندکی فرو رفته در خود، کم‌حرف با واژگانی معدود و معمولی، تقریباً غرق در صندلی راحتی‌اش، بی‌حرکت، با دستانی بزرگ آویخته از انتهای بازوان، خسته.
‏‌ _موریس بلانشو
دیدگاه ها (۱)

تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدانی.چون این تنها زمانی اتفا...

در خانه‌ی من، در آغوش گرفتن و بوسیدن همچون نفس کشیدن ضروری ا...

ای ستاره ها چه شد که در نگاه مندیگر آن نشاطونغمه و ترانه مرد...

امروز روز من نبود.حتی می‌توانم بگویم که این هفته هم هفته‌‌یِ...

ابلیس

رمان راز ناشناختهpart:1۱روز سفرویو هیونا ساعت ۶ صبح بود که ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط