رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۹

حمید، تنبل خان ساعت ۱ ظهره

ارسلان، یا علی

حمید، پاشید سریع پاشیدم دیانا پاشو عروس خانم پاشو

ارسلان، بابا تو برو من دیانا و بیدار میکنم میایم

حمید، باشه

ارسلان ،دیانا دیانا

دیانا، هوم

ارسلان، باشه کوچولو

دیانا، خوابم میاد

ارسلان، خوشگل خانم ساعت ۱ ظهره

دیانا، ارسلان بزار بخوابم

ارسلان، خیلی تنبلی من چه کسی رو انتخاب کردم

دیانا، میخواستی نکنی من همینم حالا یا بغلم کن بخوابیم یا برو میخوام بخوابم

ارسلان، تنبل

دیانا، قهر میکنما

ارسلان،از رو تخت پاشدم رفتم پایین سینه رو برداشتم توش مربا آلبالو و هویج و پنیر و دوتا لیوان برداشتم توش چایی ریختم و کره و نون هم گذاشتم تو سینی از آشپز خونه رفتم بیرون یهو با دوتا نگاه خندون و با دوتا خنده مواجه شدم مامان دیانا و بابا داشتن بهم میخندیدن
دیدگاه ها (۱)

رمان رویای من فصل دوم پارت ۱۰حمید، افرین پسر ولی چیکار کردی...

🦇🦉😭🌜💫#به_امید_بازگشت_اردیا🥺💔

سلام حالتون چطوره ۳ تا پارت اوردم براتون 💫رمان رویای من فصل ...

ادیت جدیدم🌜 اصکی ممنوع ❌️ چطور شده ❤️💖#به_امید_بازگشت_اردیا🥺...

وقتی بعد از دوسال میبینیش P¹هانولسفارش آخرین میزو گرفتم رفتم...

عشق در تاریکی ۵۴<< ویو جونیور >>با صدای زنگ‌ گوشی چشمام رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط