گاهی کلمات برای بیان احساسات کافی نیست نه تنها احساسات

گاهی کلمات برای بیان احساسات کافی نیست .. نه تنها احساسات
بلکه حتی برای بیان چیزهایی که میبینی هم کافی نیست ..
کلمات محدود هستن ..
کلمات تنها ظاهر چیزی رو نشون میدن .!
مثال .. دوستت دارم فقط یه کلمه ست ، در حالی که میتونه هزاران
تمنا رو در پشتش داشته باشه .
هیچ وقت توی زندگی نسبتا کوتاهم به این درجه نرسیدم که دیگه
حتی کلمات هم نتونن احساساتم رو بیان کنن ..
تا الان .. !
زمانی که احساس میکنم زندگیم ، به ارومی و شاید تندی در حال
جهت عوض کردنه روزهای جدیدی که داره شروع میشه و احساساتی که نمیدونم ..
واقعا چه کلمه ای برای بیانشون باید به کار ببرم ؟
شاید فقط یه چیز رو میدونستم ..
این شروع بود ..
شروع قانون شکنی های من ، شروع خنده های سبک سرانه من ..
و دلیلی برای زندگی کردن💔
دیدگاه ها (۰)

این متنو کپی کن و اسمتو جزو اسمای زیر بزار و منتشر کن تا یه ...

ای کاش میشد همه چیز را رها کردای کاش میشد به این زندگی پایان...

امروز ...روزیست که زندگی من متولد شد، تولد من نیست ولی زندگ...

از ویکتوریا به لیان کاترینم : راستش نمیدونم چطوری احساساتم ر...

دوستت دارم بیشتر از هر چیزی که فکرشو بکنی .. ( the last part )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط