part
part30
اسم رمان:رویای سلطنتی
.....
(جیمین الان....مردی با عظمت...بود....عظمتی...همچون...شیر.....که از لانه اش یا همان...سرزمینش...محافظت میکرد.....انقدر جیمین....زیبا....و...با شکوه...بود....که تمام پادشاهان...از سرزمین های مختلف....دختر هایشان...را....برای جیمین به صف میکشیدند.....اما...جیمین به تمام آنها لقب....هر،..زه.....میداد....چون....واقعا....بودن....و....این لقب لیاقتشان...بود....)
......
(تمام آن دختر ها....لباس...هایی باز...که تمام...اجزای....بدنشان را به نمایش....میگذاشت....میپوشیدند....و....آرایشی بسیار غلیظ....انجام میدادند....و....حداقل دو باری....زیر....یک....م/#رد....خوابیده بودند.....جیمین این دختر هارا نمیخواست....)
......
......
(حالا....باید....ببینیم دست تقدیر چه میکند....و...جیمین کوچولوی ما را...که الان برای خودش پادشاهی با عظمت بود....به دست چه دختری میسپارد)
......
(The end)
......
پایان فصل اول~~~
ادامه دارد......
اسم رمان:رویای سلطنتی
.....
(جیمین الان....مردی با عظمت...بود....عظمتی...همچون...شیر.....که از لانه اش یا همان...سرزمینش...محافظت میکرد.....انقدر جیمین....زیبا....و...با شکوه...بود....که تمام پادشاهان...از سرزمین های مختلف....دختر هایشان...را....برای جیمین به صف میکشیدند.....اما...جیمین به تمام آنها لقب....هر،..زه.....میداد....چون....واقعا....بودن....و....این لقب لیاقتشان...بود....)
......
(تمام آن دختر ها....لباس...هایی باز...که تمام...اجزای....بدنشان را به نمایش....میگذاشت....میپوشیدند....و....آرایشی بسیار غلیظ....انجام میدادند....و....حداقل دو باری....زیر....یک....م/#رد....خوابیده بودند.....جیمین این دختر هارا نمیخواست....)
......
......
(حالا....باید....ببینیم دست تقدیر چه میکند....و...جیمین کوچولوی ما را...که الان برای خودش پادشاهی با عظمت بود....به دست چه دختری میسپارد)
......
(The end)
......
پایان فصل اول~~~
ادامه دارد......
- ۷۳۶
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط