باع
باع
یه ماهه بابام میگه جارو برقی بکش
من: عه وا یادم رفتـــــ🤭لبخند چیزکیوتانه*
اقا
رفتیم مدرسه
ثبت نامم کردن
برای ثبت نام با لباس فرم پارسالم رفتم
همه هم با لباس بیرونیییی بدون شال یا روسری
حالا اگه من اینجوری میرفتم مدرسه: نهح ازح روح لباسح پوشیدنتح مشخصح چه ادمیح هستیم👁❌👁
خو بعنوم
من فقط اونجا گونی به تن بودم👹👹👹
هوا مثل همیشه بالای 60🗿
خسته شدممممم
چرا انقد دنگ و فنگ داره این ثبت نام صگ صاحاب خو بگو ثبت نام شدی تموم شد رف..
ولی مدیر خوبی بود
عااااا بزار اینم بگم
رفتیم مدرسه ایلیا که اونم ثبت نام کنیم
گفتن وقت نمیشه چهارشنبه بیا
شلوغم بود خیلیی
برگشتیم
ایش
بابام چپ کرد
دوباره
بله
گرما زدگی رو به بابام: سلام عشق ابدیم
نه تنها این
از پله ها هم افتاد👹
ده دفعه بش گفتم از این مسیر نرو میوفتی گوش نکرد
و بله
زرت
من فقط رفته بودم جلو در مدرسه که اسنپ بگیرم
یارو کشکس لغو کرد
اومدم پیش بابام بگم این اسنپیه خرو. دیدم جون
بابام افتاده زمین
ایلیاعم عین برج زهر مار داره نگاش میکنه
بابام خیس عرق از اون پایین: چرا تنهام گذاشتی...
نتونستم جلو خندمو بگیرم واقعا...
اخرم حرف من شد👁👄👁
خلاصه یه خانومی اومد کمک بعدشم رفت
ولی اخرم اسنپ گیر نیومد ریدم تو این برنامتون هرکیم میگرفت سری لغو میکرد چون مسیر رو بلد نبود
بازم یکی از بابای همون بچه ها تو مدرسه مارو برد تا خونه....
اره دوستان ددیم مریضه👁👄👁
باید کمکش کنم بتونه راه بره👁👄👁
ملتم عین انگل فقط نگاه میکردن👁👄?
چیندیشا
هوف
تولد سومکوعم که امروز بود تولد ددیدم دیروز یعنی بعد بابام سومکوعه🐸
مبارکت باشه صیصی
بهش گفته بودم نمیتونم ارت بکشم ولی خب کشیدم🌚
بنده عذاب وجدان شدید داشتم*
بزودی پست خواهد شد جینگولوها🤭✨
خب تولد بعدی تولد کیس؟
از همه چی عقبم
بشینم دوباره فکت هارو جور کنم
از کی باشه این دفعه؟
اقا تا اخر خوندین یه 👹 ازینا بزارید کنار کنار متن کامنتتون
اندرستند؟
یه ماهه بابام میگه جارو برقی بکش
من: عه وا یادم رفتـــــ🤭لبخند چیزکیوتانه*
اقا
رفتیم مدرسه
ثبت نامم کردن
برای ثبت نام با لباس فرم پارسالم رفتم
همه هم با لباس بیرونیییی بدون شال یا روسری
حالا اگه من اینجوری میرفتم مدرسه: نهح ازح روح لباسح پوشیدنتح مشخصح چه ادمیح هستیم👁❌👁
خو بعنوم
من فقط اونجا گونی به تن بودم👹👹👹
هوا مثل همیشه بالای 60🗿
خسته شدممممم
چرا انقد دنگ و فنگ داره این ثبت نام صگ صاحاب خو بگو ثبت نام شدی تموم شد رف..
ولی مدیر خوبی بود
عااااا بزار اینم بگم
رفتیم مدرسه ایلیا که اونم ثبت نام کنیم
گفتن وقت نمیشه چهارشنبه بیا
شلوغم بود خیلیی
برگشتیم
ایش
بابام چپ کرد
دوباره
بله
گرما زدگی رو به بابام: سلام عشق ابدیم
نه تنها این
از پله ها هم افتاد👹
ده دفعه بش گفتم از این مسیر نرو میوفتی گوش نکرد
و بله
زرت
من فقط رفته بودم جلو در مدرسه که اسنپ بگیرم
یارو کشکس لغو کرد
اومدم پیش بابام بگم این اسنپیه خرو. دیدم جون
بابام افتاده زمین
ایلیاعم عین برج زهر مار داره نگاش میکنه
بابام خیس عرق از اون پایین: چرا تنهام گذاشتی...
نتونستم جلو خندمو بگیرم واقعا...
اخرم حرف من شد👁👄👁
خلاصه یه خانومی اومد کمک بعدشم رفت
ولی اخرم اسنپ گیر نیومد ریدم تو این برنامتون هرکیم میگرفت سری لغو میکرد چون مسیر رو بلد نبود
بازم یکی از بابای همون بچه ها تو مدرسه مارو برد تا خونه....
اره دوستان ددیم مریضه👁👄👁
باید کمکش کنم بتونه راه بره👁👄👁
ملتم عین انگل فقط نگاه میکردن👁👄?
چیندیشا
هوف
تولد سومکوعم که امروز بود تولد ددیدم دیروز یعنی بعد بابام سومکوعه🐸
مبارکت باشه صیصی
بهش گفته بودم نمیتونم ارت بکشم ولی خب کشیدم🌚
بنده عذاب وجدان شدید داشتم*
بزودی پست خواهد شد جینگولوها🤭✨
خب تولد بعدی تولد کیس؟
از همه چی عقبم
بشینم دوباره فکت هارو جور کنم
از کی باشه این دفعه؟
اقا تا اخر خوندین یه 👹 ازینا بزارید کنار کنار متن کامنتتون
اندرستند؟
- ۵.۴k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط