محبت آتشی در جانم افروخت

محبت آتشی در جانم افروخت
که تا دامان محشر بایدم سوخت
#باباـ‌طاهر
دیدگاه ها (۰)

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیمفلک را سقف بشکافیم و...

نیامدی و دیر شد همین.......#هوشنگ_ابتهاج🌱❤️

شعر من ایستگاه قطاریستکه مسافرانشهمیشه دیر می‌رسند......(سهر...

«چشم‌ها را باید شستجور دیگر باید دیدواژه‌ها را باید شستواژه ...

خوشبختی گاهی،آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش،که حسش نمیکنیم...

یه روز عالی منو مامانم

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۲به زور چشمامو باز کردم احساس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط