روزی که چشم باز کرد و با لبخند با خود زمزمه کرد  بلاخره

روزی که چشم باز کرد و با لبخند با خود زمزمه کرد : بلاخره

روزی که چشم باز کرد و با لبخند با خود زمزمه کرد : بلاخره من خوب شدم.
روزی بود که عزیزکرده ی خود را پیدا کرد.






































































































_کافه تهکوک #TK










































































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۳)

(Verse 1)I am the sun, burning in endless daysمن خورشیدم، پر...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

«the price of love»»part:1»«فلش بک به 11 سال پیش»«بیمارستان ...

چندپارتی تهیونگ

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

چند پارتی بازی ممنوع

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

چندپارتی جونگ کوک

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط