تویافکارشفرورفتهبود

توی‌افکارش‌فرو‌رفته‌بود‌
جسمی‌را‌کنار‌خودش‌احساس‌کرد‌..
نگاهی‌به‌بغلش‌انداخت‌
کسی‌ک‌کنارش‌دراز‌کشیده‌بود‌زیر‌ستاره‌ها‌زیبا‌تر‌از‌انها‌بود‌:)
+اوه..اورژنی‌توام‌بیداری?!
_عام..بل‌ژنرال‌ساعت‌ها‌سعی‌کردم‌بخوابم‌ولی‌فکر‌کسی‌مرا‌مشغول‌کرده‌!
+او‌چه‌کسی‌است?
_ژنرال‌نمیتوا‌نم‌بگویم‌
ذهنش:اگر‌بهتان‌همه‌چیز‌را‌بگویم‌همه‌چیز‌خراب‌میشه‌
+هرجور‌راحتی‌
لبخندی‌به‌ژنرال‌جذاب‌بغلش‌زد‌:))
کم‌کم‌قطره‌های‌بارون‌ریخت‌
دو‌جسم‌..دو‌انسان‌
اتیش‌ک‌بر‌اساس‌بارون‌خاموش‌شده‌
بلخره‌یبار‌هم‌زیر‌ستاره‌ها‌و‌بارون‌دراز‌کشیدن‌
تنهای‌..تنهای‌اونم‌باش‌عشقی‌ک‌در‌دلشان‌پنهان‌
کرده‌اند
دیدگاه ها (۰)

کاش برای چند لحظه توی ذهنم میمیردم...‌اونوقت بعدش قرار نبود ...

دوبـاره دیـدمش؛ دوبـاره براش گـریه کردم؛ دوبـاره بوسـیدمش؛ و...

🥹🥹🤌

🥳🥳🥳🥳👏

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط