اینم یه پارت دیگه

#ارباب.جذاب.من🌚💛
#part_3
#دیانا
مامانم تا اومد حرفی بزنه ک یهو در اتاق محکم باز شد بابام اومد تو و گف: چرا آماده نشدی زود باش الان میان سراغت
هق هقی کردم دلم برای خودم میسوخت چقد بی رحمی مثلا پدرم بود اشکم رو محکم پس زدم
پاشدم و دست زدم گفتم: افرین افرین بهترین پدر دنیا ک انقدر محبت داری بجای این که بگی نه نمیزارم دخترم بدبخت بشه تو اون عمارت زجر بکشه بعد مشتاقی تا اینکه من برم باشه من میرم ولی تو این زندگی من خیلی سختی کشیدم امید وارم بعد از اینکه من رفتم با اون پول خوشبخت بشید فکر نکن من مثل دختر های دیگه ام ک درد هامو بریزم تو خودم لال باشم چیزی نگم نه
رفتم سمت کوله ام ک وسایلم توش بود هر چی مانتو داشتم رو جمع کردم امید داشتم ک برگردم میخواستم چند تاش رو بزارم بمونه ولی با این رفتار های بابام بعید میدونم برگردم
زیپ کوله ام رو بستم انداختم رو شونم ک بابام اومد سمتم و گف: دیانا جان بابا یه روز میفهمی چرا این کار رو کردم من به این پول احتیاج داشتم
گفتم: دیگه مهم نیس بابا
و رفتم سمت مامانم محکم بغلش کردم چون شرط گذاشته بودن دیگه خانواده ام رو نبینم

#ادامه.دارد☘💕
#رمان.واقعیت.ندارد
#لایک.یادتون.نره✨🌹

لایک ها رو به ۱۰ برسونید😃
دیدگاه ها (۵)

#ارباب.جذاب.من🌚💛#part_4 #دیانا رفتم سمت مامانم محکم بغلش کرد...

#ارباب.جذاب.من🌸♥️#part_5#ارسلان سوار ماشین شدم بادیگارد خواس...

#ارباب.جذاب.من✨♥️#part_2 #دیانامن ازش متنفرم مامان میفهمی مت...

ببخشی واقا دیر شد☹

پارت هدیهپارت چهارم خدایی این کی بود؟اصلا ولش رفتم تو مامانم...

*کاش یکم دوسم داشتی🥀🖤1/3علامت ها: علامت تهیونگ +علامت رائون_...

داشتم خواب میدیدم ک ی بشقاب رو پر از خامه و تخم مرغ کردم و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط