اثبات وجود خدا
• ─────『 ✦ 』───── •
«بنیاننامهٔ بهرام محمدی: اثباتِ وجودِ خدا»
• ─────『 ✦ 』───── •
۱. گزارهٔ نخست:
ممکن، فقیرِ بالذّات است؛ و فقرِ ذاتی، جز به واجب، قیام نمییابد.
شرح دکترینال:
در هندسهٔ هستی، «ممکن» هیچگاه قائم به خویش نیست؛ زیرا ذاتِ او عینِ نیازمندی و تعلّق است. موجودِ ممکن، نه در اصلِ پیدایش و نه در دوامِ بقا، استقلالی از خود ندارد. از اینرو، فقرِ ذاتیِ او تنها در نسبت با حقیقتی معنا مییابد که در ذاتِ خویش بینیاز، قائم به نفس و منزّه از هرگونه احتیاج باشد. آن حقیقت، همان واجبالوجود است؛ مبدأیی که همهٔ مراتبِ امکان، در قیام و بقا، به او تکیه دارند.
شرح نخبگانی:
ممکنالوجود، بهحکمِ ماهیتِ خویش، نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم؛ از اینرو، تحققِ او محتاجِ مرجّح است. اما این احتیاج، صرفاً در نقطهٔ آغاز متوقف نمیماند، بلکه در متنِ هستیِ او جاری است؛ زیرا ذاتِ ممکن، عینِ ربط و فقر است، نه دارندهٔ فقر. بنابراین، سلسلهٔ وابستگیِ ممکنات، نمیتواند در درونِ خود بسته شود و ناگزیر باید به حقیقتی ختم گردد که وجودِ او عینِ ذاتِ اوست و هیچ شائبهای از امکان و احتیاج در او راه ندارد. این نقطهٔ ختم، همان واجبالوجود است.
شرح عمومی:
هر چیزی که خودش از خودش نیست، برای بودنش به دیگری نیاز دارد. ما و همهٔ موجوداتِ ممکن، از خودمان چیزی نداریم و اصلِ بودنمان وابسته است. این وابستگی نمیتواند تا بینهایت روی چیزهای نیازمندِ دیگر بایستد؛ چون در آن صورت، هیچچیز واقعاً سرِ پا نمیشود. پس باید یک حقیقتِ بینیاز وجود داشته باشد که همهچیز به او تکیه دارد؛ و او همان خداست.
• ─────『 ✦ 』───── •
✍️ منبع و پدیدآورنده: بهرام محمدی
نشر با ذکر منبع مجاز است
@BMLIMIT
• ─────『 ✦ 』───── •
#بنیان_نامه_بهرام_محمدی #اثبات_وجود_خدا #واجب_الوجود #فقر_ذاتی #ممکن_الوجود #دکترین_بهرام_محمدی #هندسه_هستی #بهرام_محمدی
«بنیاننامهٔ بهرام محمدی: اثباتِ وجودِ خدا»
• ─────『 ✦ 』───── •
۱. گزارهٔ نخست:
ممکن، فقیرِ بالذّات است؛ و فقرِ ذاتی، جز به واجب، قیام نمییابد.
شرح دکترینال:
در هندسهٔ هستی، «ممکن» هیچگاه قائم به خویش نیست؛ زیرا ذاتِ او عینِ نیازمندی و تعلّق است. موجودِ ممکن، نه در اصلِ پیدایش و نه در دوامِ بقا، استقلالی از خود ندارد. از اینرو، فقرِ ذاتیِ او تنها در نسبت با حقیقتی معنا مییابد که در ذاتِ خویش بینیاز، قائم به نفس و منزّه از هرگونه احتیاج باشد. آن حقیقت، همان واجبالوجود است؛ مبدأیی که همهٔ مراتبِ امکان، در قیام و بقا، به او تکیه دارند.
شرح نخبگانی:
ممکنالوجود، بهحکمِ ماهیتِ خویش، نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم؛ از اینرو، تحققِ او محتاجِ مرجّح است. اما این احتیاج، صرفاً در نقطهٔ آغاز متوقف نمیماند، بلکه در متنِ هستیِ او جاری است؛ زیرا ذاتِ ممکن، عینِ ربط و فقر است، نه دارندهٔ فقر. بنابراین، سلسلهٔ وابستگیِ ممکنات، نمیتواند در درونِ خود بسته شود و ناگزیر باید به حقیقتی ختم گردد که وجودِ او عینِ ذاتِ اوست و هیچ شائبهای از امکان و احتیاج در او راه ندارد. این نقطهٔ ختم، همان واجبالوجود است.
شرح عمومی:
هر چیزی که خودش از خودش نیست، برای بودنش به دیگری نیاز دارد. ما و همهٔ موجوداتِ ممکن، از خودمان چیزی نداریم و اصلِ بودنمان وابسته است. این وابستگی نمیتواند تا بینهایت روی چیزهای نیازمندِ دیگر بایستد؛ چون در آن صورت، هیچچیز واقعاً سرِ پا نمیشود. پس باید یک حقیقتِ بینیاز وجود داشته باشد که همهچیز به او تکیه دارد؛ و او همان خداست.
• ─────『 ✦ 』───── •
✍️ منبع و پدیدآورنده: بهرام محمدی
نشر با ذکر منبع مجاز است
@BMLIMIT
• ─────『 ✦ 』───── •
#بنیان_نامه_بهرام_محمدی #اثبات_وجود_خدا #واجب_الوجود #فقر_ذاتی #ممکن_الوجود #دکترین_بهرام_محمدی #هندسه_هستی #بهرام_محمدی
- ۲.۰k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط