وفات_شهادت_گونه_حضرت_فاطمه_معصومه_س_تسلیت_باد

عنایت حضرت به زائران مرقدش
آقای شیخ عبدالله موسیانی از حضرت آیه الله مرعشی نجفی نقل کردند که: شب زمستانی بود که من دچار بی خوابی شدم؛ خواستم حرم بروم، دیدم بی موقع است، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم که اگر خوابم برد خواب نمانم، در عالم خواب دیدم خانمی وارد اتاق شد (که قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی کنم) به من فرمود:
«سید شهاب! بلند شو و به حرم برو؛ عدّه ای از زایران من پشت در حرم، از سرما هلاک می شوند، آنها را نجات بده.»
ایشان می فرمایند: من به طرف حرم راه افتادم، دیدم پشت درِ شمالیِ حرم (طرف میدان آستانه) عدّه ای زایران اهل پاکستان یا هندوستان (با آن لباس های مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند می لرزند، در را زدم، حاج آقا حبیب (که جز خدّام حضرت بود) با اصرار من در را باز کرد، من از مقابل و آنها هم از پشت سر من وارد حرم شدند و آنها در کنار ضریح آن حضرت مشغول زیارت و عرض ادب بودند؛ من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجّد وضو ساختم. #وفات_شهادت_گونه_حضرت_فاطمه_معصومه_س_تسلیت_باد#اکسپلور
دیدگاه ها (۰)

آنها را از برف نجات داد

گفت مامان با توجه به خوابی که دیدم این آخرین ناهاری هست که ب...

السلام علیک یابن طاهاع

سناریو

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

فاصله یک لبخند تا جنون

آیا این تصویر، شمایل واقعی امام رضا علیه‌السلام است؟روایتی ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط