من نباشم؛

من نباشم؛
دل کسی برایت شور نمیزند،
چشم کسی برای غم نهفته در پس چشمانت خیس نمیشود،
دست کسی برای داشتنت دراز نمیشود،
آغوش کسی برای بغل کردن خستگی هایت باز نمیشود،
پای کسی برای قدم زدن روی برگ های پاییزی هم قدمت نمیشود،
من نباشم؛
کسی برای
تب کردن هایت،
گریه هایت،
خنده هایت،
نمی میرد...
از همان راه که رفته ای، برگرد
سرت را بینداز پایین
زیر لب بگو" بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود"


(گره ای که با دست‌ محبت باز می شود)
(با دندان جفا چرا جانم؟!)
دیدگاه ها (۰)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟒ات با صدای بوق یکنواخت دستگا...

پروانه جان

گریه احساسی بانوی تازه مسلمان 🥹🧡«لحظه‌ای که قلبت، راهش را پی...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁴چرا که در باز شد و...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط