«𝐬𝐜𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐨»

«𝐬𝐜𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐨»

وقتی یهویی پسر عمت که 6 سالشه لبات رو میبوسه


نامجون: بچه تو دوست دختر نداری؟


جین: ات برو غذا رو بیار


شوگا: ( با وجود شوگا هیچ چص ننه ای نمی تونه به ات نزدیک شه )


جیهوپ: اکبر (اسم پسر عمت🗿) بیا بریم گرگ بازی من گرگم


جیمین: (همینجور به لبت نگاه می کنه)


تهیونگ: یونتان برو اکبرو گاز بگیر


کوک: بچه برو شیر موز بخور لب بیبی گرل منو نخور


𝐂𝐚𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐨𝐦𝐦𝐞𝐧𝐭?✨
دیدگاه ها (۱)

𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐨𝐫 𝐥𝐮𝐬𝐭?ویو کوک:وقتی دیدم یه پسر خونه لیا هست عصبانی شد...

Life full of painPart5کوک : آفرین بیبی گرلات : نگو بدم میادک...

پارت ۵ ....لیا : منم همینطورلنا : خب بزار بهت معرفی کنم این ...

سناریو

شوهر سخت گیر من فصل دوم پارت 25

#چرا_ما24داشتم می‌نوشیم که...کوک:دیگه بریم...اریکا:ارع بریم ...

"بازی"🕶part:33🕶شوگا:و در آخر میرسیم به بخش مورد علاقم...شکنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط