مهرانگیزی چشمانت را

مهرانگیزی چشمانت را
به رقص در می اورم
انگشتان نحیفم را
از معبر عشق و بوسه
به پهنای قلبت می رسانم
عاشقانه هایم را
لطیف و رها
به نجوایی به گوشت می خوانم
تو مست از عریانی نگاهم
دستهایت را چون آتشفشان
به گوی تنم می فشاری
وجودم را به بال پرواز می گشایی
مدهوش از بوسه هایت
رگ های برجسته ی تنت را
زیر دستم به نبض لمس می کنم
تمنا در نگاهم موج می زند
سپیدی اندامم در دستانت می لرزد
گیسوان موجدارم را می گشایی
سفتی و سختی پیکر تنت را
به دور اندامم می پیچی
سجده می زنی
با بوسه ای از پیشانی
تنم را به روحت پیوند می زنی
در حقیقت دوباره از
عشق متولد می شوم....

#عاشقانه
#خاص



دیدگاه ها (۰)

دوستت دارمتمثالی می سازم بی بدیلاز چشمانتو در حوضچه قلبم می ...

دنیای درونم را به سوی چشمان تو می گشایمکه درونش یک قلب است و...

شیشه‌‌یِ عمرﻣچقدر خوبه که وسط شلوغے‌هایِ این زندگےپیدات کردﻣ...

نگاهت را به سمت باغ نگاهم بگیرلبخندت را به بهشتی قلبم هدیه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط