Part 40

Part 40



سلام چطورید دارم سعی میکنم تند تند بزارم پارت براتون امیدوارم از پارت هایی که میزارم راضی باشید 😊😊بریم برای ادامه

Lets go❤❤❤❤❤❤



+ خوبه که خودت میدونی فعلا من برم بخوابم
تینا:واییی کم مونده بود تا بدبخت بشم
! چرا؟
تینا:همچنین قهوه‌ایم میکرد که آبرو نمیموند برام
! آها یعنی انقدر خواب براش مهم هست
تینا:آره 😂
! ته.......( که دید خوابیده)
! تهیونگ بیدار شو ببینم( تکونش میده )
! تهیونگ( بلند)
_اممممممم
_چی میگی اول صبحی
! پاشو
_ولم کن کمرم و سرم درد میکنن بزار بخوابم( خوابالو )
! به لطف خانم کیم روی زمین خوابیدیم کمرمون درد میکنه
_با اون چی کار داری 😕
! حتا توی این شرایط هم که تقصیر کار اونه طرفداریش رو میکنی؟؟؟؟
_ نه پَ انتظار داری منو تو رو کول میکرد میبرد روی تخت تازه برات لالایی هم میخونید
! از یه لحاظ درست میگی ولی من قبول نمیکنم
&سگ و گربه های گل اول از همه صبح بخیر دوم اینکه باز دارید دعوا میکنید بسه دیگه


بای بای 😘😘😘😘
شرط ها :
5 لایک
کامنت برای نظر یادت نره
2 بازنشر
دیدگاه ها (۷)

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

رمان تهکوک

دروغ شیرین:) پارت ۲۰.

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

فیک تهیونگ

انتقام یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط